الشيخ فاضل اللنكراني
262
اخلاق فاضل (فارسى)
گفت كه در اين زمينه مسامحه شده يا مقدّماتش فراهم نبوده است . به ياد دارم كه چند ماه قبل از ارتحال حضرت امام 1 براى ارائهء گزارش مسائل حوزهء علميه خدمت ايشان رسيدم . ايشان ، كه هميشه پنجاه سال آينده را قبل از ديگران مىديد ، در آن موقع فرمودند : خوب است بلكه لازم است كه مسألهء وهابيت و نقد افكار و جوابهاى شافى و كافى به شبهات آنها در حوزه مطرح و تدريس شود و طلبهها در جريان مسائل آن قرار بگيرند . « 1 » با قطع نظر از اخبارى كه از كشورهاى مختلف اسلامى خصوصاً از پاكستان - كه آيندهء بسيار خطر ناكى دارد - مىرسد كه متأسفانه نه تنها ميان روحانيت اهل تسنّن بلكه ميان روحانيت شيعه نيز دو گروه به نام وهّابى وغيروهّابى ايجاد شده است ؛ در حالى كه نفس عنوان وهّابى براى يك روحانى شيعه شرمآور است . « 2 »
--> ( 1 ) . زمانى كه ما در شوراى مديريت بوديم احساس كرديم براى دوستان و طلّاب در سطح عموم و طلّاب خارجى به طور خاصّ بايد برنامهء فشردهاى براى آشنايى با مسائل و شبهات وهّابيت و جواب آنها - مخصوصاً با آن تأكيد امام بزرگوار - در دوازده سيزده جلسه داشته باشيم ؛ لذا از برادر و دوست عزيزمان آيت الله سبحانى تبريزى ، كه به نظر ما بيشتر از ديگران در اين رابطه مطالعه ، تحقيق ، مقاله وكتاب داشته و هم در دورههاى متعدّد در جاهاى مختلف اين بحث را مطرح كردهاند ، تقاضا كرديم كه بحثى را پيرامون اين موضوع داشته باشند ، ايشان هم پذيرفتند و بحث را شروع كردند . ( اين حاشيه از متن فرمايشات مرحوم آيت الله العظمى فاضل لنكرانى است . ) ( 2 ) . سؤال : آيا وهابيت ارتباطى با شيعه و سنى دارد ؟ سير تشكيل آن چيست ؟ پاسخ : فرقهء وهابيت ربطى به تشيع ندارد ، حتى علماى اهل تسنن نيز اين فرقه را قبول ندارند و حتى در رد آن از طرف دانشمندان سنى و شيعى رسالههاى متعددى نگاشته شده است . وهابىگرى بر اساس سلفىگرى استوار است كه با هر نوع تجدد و دگرگونى حتى در زندگى مخالف است و علاوه بر آن اين مكتب جعلى را محمد بن عبدالوهاب به وجود نياورده است بلكه اين تفكر در قرن هشتم توسط احمد بن تيميه پايهگذارى و توسط او و شاگردش ابن قيم جوزى تقويت گرديده است . و مخالفتهايى كه از سوى فرقههاى مختلف مسلمانان - خصوصاً نقدها و ردّيههايى كه دانشمندان اهل سنت بر آن كردند - موجب شد كه اين مكتب مطرود و منزوى شود تا اين كه در قرن دوازدهم توسط محمد بن عبدالوهاب حنبلى ، اين فرقه دوباره جان گرفت و از حالت انزوا بيرون آمد ؛ اما اين بار با زور وقدرت شمشيرمحمدبن سعود ( جدآل سعود ) همراه گشت .